من هیپومانیک هستم و نمی خواهم به خواب بروم

این در صفحه فیس بوک ما قرار گرفت و کمی از بازخورد از جامعه دوقطبی دریافت شد. در اینجا این است که چگونه شروع شد:

ظاهرا بیدار شدن برای 39 ساعت در یک زمان و لذت بردن از آن با تایید روانپزشک من مطابقت ندارد. او دستور داد من هر شب در همان زمان به مداد شبانه خود بروم. آیا این کار را انجام می دهید؟ من نمیخواهم هیپومیا برای من خیلی نادین است!

پاسخ ها وسیع بود:

دیوید: من همینو گفتم اما من عاشق غرورم هستم خیلی زیاد انجام شد اوه، خوب من به طور کلی مدادم را در مورد همان زمان، معمولا در اطراف شام می گیرم؛ زیرا قرص های من برای معالجه به مواد غذایی در معده نیاز دارند تا کار درست کنند.

روتن: من آخرین تجربه زمانی که مددکارم را در زمان دیگری گرفتم تجربه بسیار بدی داشتم. من واقعا احساس ناامیدی شدم، عرق سرد داشتم و خیلی بیمار شدم. دکتر من گفت که از صحبت کردن meds من خیلی دیر بود. خیلی بد بود. من هرگز آن را انجام نخواهم داد.

پاتریک: آه، مردن، این همیشه برای من اتفاق می افتد. من سریع و سریع، و بله، از این لذت می برم تا زمانی که به افسردگی برسم. وقتی که من صعود می کنم، می توانم کارهای زیادی انجام دهم.

جیسون: فقط به این دلیل که آنها از طریق دانشکده پزشکی آن را ساخته اند، به این معنا نیست که آنها همیشه حق دارند. اما آنها یک نقطه دارند.

مارتین: باید من آن را انجام می دهم، زیرا هیپومیا هرگز به خوبی به پایان نمی رسد.

جیمی: من متاسفم / هیپومنیا را نفرین می کنم. من آن را دوست دارم زیرا من ایده های زیادی دارم و چیزها را انجام می دهم، و همه چیز قابل انجام است، و من مجبور نیستم نگرانی داشته باشم اگر انرژی برای چیزی داشته باشم.

همه چیز ساده تر است، تمیز کردن آسان تر است، گرفتن دوش آسان تر است، همه چیز سرگرم کننده و خنده دار است. اما پس از آن من نیز خشمگینتر هستم، من شروع میکنم استدلال میکنم، و میبینمت و شروع به فحاشی در همه میکند. سپس اضطراب من شروع می شود و من پارانویایی هستم که همه از من اجتناب می کنند و به من دیوانه می شوند و همه از من نفرت دارند و می روند مرا ترک کنند.

به همین دلیل من هیپومیا را دوست ندارم.

جوانا: Hypomania خیلی خوب است، زمانی که شما وعده داده می شود meds خود را به زودی پس از این.

پت: من عاشق هیپومیا هستم، موافقم با همه چیزهایی که همه در مورد آن گفته اند. من آرزو می کنم که من "عادی" بودم - من شرط می بندم هرکسی از ما. اما به عنوان کسی گفت، هرگز به خوبی به پایان نمی رسد.

Vikki: من مداد خواب خود را در همان زمان برای بیش از 8 سال در حال حاضر گرفته شده است، و پس از آن من همان زمان بیدار. برخی از علائم هیپومانیک چند روزه دارم، اما من با آنها از خواب بیدار نمی شوم.

Dottie: ارباب خوب، من بیشتر از این نمیتونم حتی از تخت بیرون برم.

کلی: من تمام مدادم را تقریبا در همان زمان می گیرم بدن شما برای رژیم استفاده می شود. من با بسیاری از دیگران موافقم که در حالی که هیپومانیا برای چند وظیفه ای عالی است، در بدن، ذهن و روحیه شما بسیار سخت است. من خودم را یک زمان معقول و یک پنجره از یک ساعت به منفی یا منفی می دهم. این باید کمک کند - بهترین شانس!

مارگارت: هر روز می تواند یک دختر خوب باشد ...

CiCi: Hypomania؟ به مدت 39 ساعت و لذت بردن از آن به نظر می رسد مانیا کامل به من. خوب، من حدس می زنم تا زمانی که شما در هیچ رفتار بی پروا درگیر نیستید.

توجه: در واقع آنچه که مانی را از هیپومیا تشخیص می دهد، شدت است - در حالت شیدایی این قسمت نیاز به بستری دارد، شامل ویژگی های روانی است و / یا زندگی روزمره را تا حد زیادی مختل می کند. هیچ کدام از این عوامل وجود نداشت. البته این وضعیت، البته پیشگام شیدایی بود.

لین: Hypomania لزوما همیشه یک چیز خوب نیست. من چند هفته است که از نظر هیپنوتیزم بوده ام، و مانند بسیاری از ما، من آن را دوست دارم. در تمام شب با خواب بیدار شدن در اطراف خانه احساس عالی می شود. با این حال، باید مراقب آن باشم، و خودم را مد روز و خوابگاه بگذارم و دراز بکشم، بنابراین بیش از حد تلنگر نخواهم شد.

الیزابت ان: من فکر می کنم بسیاری از ما اخیرا به شیوه های خودمان دلهره آور بوده ایم - شاید چیزی در مورد خورشید باشد. من به طور معمول احساس افسرده نمیکنم، وقتی وقتی به رختخواب میایم، مداد شبانهام را میگیرم

رندا: احساس خوبی دارد، اما می تواند یکی را به دردسر بیاندازد. خواب بسیار مهم است

کارول: بله، من هر شب در ساعت 10 بعد از ظهر به مدرسه می روم. من هنوز هیپومانیا هستم، بنابراین به دنبال دستورات Doc نیستید.

آن: عزیزم، اگر بعد از 24 ساعت بیدار شدی و سیمی شدی، یک مشکل وجود دارد! این شیدایی است! و این می تواند بسیار سریع از کنترل خارج شود و شما در بیمارستان می روید. با سختی یاد گرفتم. من هرگز نمی خواهم به مدت 3 هفته در بیمارستان بمانم و دوباره خانواده ام را از طریق جهنم بگذارم! یک بار بیش از اندازه کافی بود! قرصم را هر روز در هر زمان مصرف میکنم. و من خیلی سپاسگزارم که آنها را پایدار نگه می دارند. اگر شما آن را برای خودتان انجام ندهید، آن را برای افرادی که دوستشان دارید، انجام دهید.

توجه: خوشبختانه، خلق و خوی از کنترل خارج نشد، پس دوباره دوباره آن را تثبیت کرد.

Norma: من از دست دادن هیپومیا! اما بله، بهتر است دستورالعمل دکتر را دنبال کنید. به طور منظم من meds خود را، طبیعی تر احساس می کنم. و پایین آمدن یک شورش است!

فیلیپ: زمانی که من مانیچ هستم، از زمان پاهایم به زمین می روم تا زمانی که شبانه با یک گربه گربه ای به خواب رفته باشم. من می گویم این خود ذهنی، احساسی و فیزیکی است. من برای چندین ماه مینشینم و زمانی که سقوط میکنم، مانند سقوط در یک گودال تاریک و ماندن در این افسردگی است. من تبدیل به آرامش می شوم، من در انزوا قرار می گیرم، و من تغییرات خلق و خو هستم. دوست ندارم دارو مصرف کنم با این حال، من دو دارو و ویتامین تجویز کرده ام که منحصر به فرد و پایدار است. با این وجود، من بخاطر ماندگاری، کارهای زیادی انجام می دهم. من مجله روزانه همه چیز را انجام می دهم و افکار من به طوری که من می توانم رفتار من موجودی.

توجه: نگه داشتن یک مجله خلق و خوی چیزی است که همه ما باید انجام دهیم!

میشل: من از طریق آنچه که مراحل فاز این را می خواندم، می روم. من اغلب بیدار باقی می ماند به طور معمول، مشغول به کار، انجام چند در روز / شب در یک زمان و این کار را برای چند ماه در حال حاضر انجام شده است. هیچ meds جدید و یا متوقف هر؛ من اعصاب و / یا سطح استرسم را می گیرم من meds را دوست ندارم، نسخه ندارد یا نه، پس من فقط با آن برخورد می کنم. با این حال، حدود یک بار در هر چهار تا شش هفته، من برای 12+ ساعت خواب میروم و اغلب تنبل، خواب پایدار، تا 2 روز و شب. من فکر کردم این فقط "چیز میشل" دیگری بود - من حدس می زنم نه!

Terri: Hypomania برای خانواده ما بسیار خطرناک است. تماشای یک دوست عزیز خود خود را از بین می برد و قادر به درک آنها دردناک است که حداقل می گویند. برای آنها، لطفا این داروها را بخرید و بخوابید!

هلن: چند سالی نیست که هیپوسیتم ای کاش بودم! سپس من می توانم مرتب کردن خود را مسدود کردن مسطح. من احساس می کنم بی فایده و تنبل است.

در حالی که "ما همه دوست داریم هیپومیا" درست نیست، بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی خوش آمدید و لذت بردن از آن زمانی که اتفاق می افتد. رد کردن داروها وقتی که نمیخواهید بخوابید فقط یک نمونه از قضاوت ضعیف است که میتواند همراه با هیپومیا باشد.

در این مورد، حوادث بیداری 24 ساعته و بعد از حدود یک هفته از بین می رود. من نمی توانم بگویم که بیمار دقیقا مطابق است، اما حداقل Meds در عرض 15-18 ساعت پس از افزایش به جای "تا زمانی که من خسته به هر حال" گرفته شده است. تا به حال سقوط کرده است.

خواندن مرتبط :